

به مناسبت گرامیداشت مقام شامخ استاد سری هم به دست اندرکاران و متولیان بخش آموزشی دانشگاه زدیم نا کمی هم از حال و هوای آنها با خبر شویم. امیدواریم این مصاحبه هر چند کوتاه مورد توجه شما دوستان گرامی قرار گیرد
- لطفاٌ خودتان را معرفی کنید.
- مجابی: سید کاظم مجابی، لیسانس مهندسی برق گرایش قدرت از دانشگاه صنعتی شریف و فوق لیسانس مهندسی صنایع گرایش مدیریت از همان دانشگاه هستم مدتی بود که مسئول فنی شرکت آلومتک و آلومراد بودم.
و مدتی هم مسئول تأسیسات شرکت شهرکهای صنعتی استان قزوین بودم و هم اکنون نیز عضو هیأت مدیرۀ سازمان نظام مهندسی ساختمان استان و رئیس گروه تخصصی برق و عضو کمیتۀ آموزشی استان می باشم و یکسال هم هست که در این دانشگاه در خدمت شما دانشجویان محترم هستم

یوسفی- حمید یوسفی هستم. لیسانس مهندسی صنایع از دانشگاه آزاد قزوین و فارغ التحصیل سال 76. مدت سه سال در سازمان صنایع و سه سال هم در شرکت لوازم خانگی پارس مشغول به کار بودم و از سال 82 نیز مشغول به کار در این دانشگاه هستم

|
|
بصیری : رضا بصیری راد متولد 1349 هستم. فوق دیپلم کـاربرد کامپیوتر از دانشگاه شهید باهنرکرمان
لیسانس مهندسی نرم افزار از دانشگاه آزاد قزوین ودر حال حاضر دانشجوی فوق در دانشگاه شهید عباسپور
تهران هستم.
- نظر شما در رابطه با روز معلم چیست؟
|
|
مجابی: به نظر من هر روز، روز معلم است ولی به عنوان یادآوری یک روز را به عنوان روز معلم معرفی کرده اند.
- یوسفی: در حدیثی از یکی از یاران امام صادق (ع) نقل شده است که: (( علم آموختنی نیست؛ علم همچون نوری است که خداوند در دل هر کس که بخواهد قرار می دهد. )) ما برای همۀ اتفاقات مهم
- یک روز خاص داریم سیاستی که برای انتخاب چنین روزی بکار رفته بسیار سیاست خوبی است. به فرمایش امام ((مطهری پارۀ تن من است.)
بصیری: به نظر من همۀ روزها، روز معلم است. ما برای هر مناسبتی یک روز خاصی داریم. شاید این کمترین چیزی باشد که می توانیم برای بزرگداشت مقام معلم در نظر بگیریم
-ویژگی یک استاد خوب
مجابی: یک استاد خوب باید یک مربی خوبی باشد؛ اگر چه نمی توان ویژگی های خاصی برای آن بیان کرد ولی می توان گفت که دانشجو باید از آن راضی باشد. به نظر من یک استاد در کنار علمش باید روانشناس هم باشد. در ارائه و بیان درس تسلط داشته باشد و موقعیت اجتماعی خوبی داشته باشد و دانشجو پس از حضور در کلاس درس باید احساس کند علمش افزایش یافته است
یوسفی: استاد تنها آن کسی نیست که سر کلاس به شما درس می دهد. هر کس که به من چیزی یاد می دهد معلم من است. به نظر من استاد خوب دارای یک شخصیت کاریزماتیک باید باشد تا بتواند برای دانشجو تأثیر گذار باشد. اطلاعاتش به روز باشد و متعهد نسبت به سرنوشت دانشجویانش باشد
بصیری: با توجه به اینکه تکنولوژی دائم در حال پیشرفت است؛ استاد خوب باید با علم روز درگیر شود تا اطلاعاتش همیشه به روز بماند. از لحاظ اخلاقی هم برخورد استاد با دانشجو بسیار مهم است. استاد باید در عین اینکه با دانشجویان رابطه مثبت و صمیمی دارد حریم بین استاد و دانشجو را حفظ کند
- رابطه استاد با دانشجو چگونه باید باشد
مجابی: امر ثابتی نیست، بستگی به تشخیص استاد دارد ولی باید حریم استاد و دانشجو حفظ شود
بصیری: از محیط کار راضی هستم. ولی یکسری ضوابط دست وپاگیری دانشگاه وجود دارد و به تعقیب آن محدودیتهایی ایجاد شده که کیفیت کار را پایین آورده است. امکاناتی که مورد نیاز دانشجو است از تهران در اختیار دانشگاه قرار نمی گیرد. ولی با توجه به امکانات موجود کار خوب پیش می رود
حرف آخر
مجابی: از دانشجویان راضی نیستم. دانشجو کسی است که علاوه بر فعالیتهای آموزشی در فعالیتهای فوق برنامه هم شرکت داشته باشد. همۀ تلاشمان را می کنیم که زمینه را برای فعالیتهای دانشجویی فراهم کنیم و معتقدم که هیچ دانشگاهی ارتقاء نمی یابد مگر اینکه دانشجویان و اساتید آن دانشگاه باعث پیشرفت و توسعۀ آن شوند. در پایان برای همگی آرزوی شادکامی دارم. رسالت استاد به کمال رساندن دانشجو است
یوسفی: کاش می شد با دانشجویان راحت تر برخورد کرد و دانشجویان از حرفهای ما سوء برداشت نکنند. امیدوارم که تمام دانشجویان، اساتید و همکاران در تمام مراحل زندگی موفق و سربلند باشند
بصیری: من نه به عنوان یک استاد بلکه به عنوان یک برادر بزرگتر به دانشجویان سفارش می کنم در جهت حفظ شخصیت دانشجویی خود کوشا باشند و خودشان به دنبال کسب علم و دانش باشند
فاطمه توقیری
تاریخچه روز معلم
حادثه 12 اردیبهشت ماه سال 1340 و قتل دکتر ابوالحسن خانعلی دبیر دبیرستان جامی تهران حادثه ای به یادماندنی در تاریخ معاصر ایران است . معلمان شهر تهران به دعوت باشگاه مهرگان برای اعتراض به لایحه اشل حقوقی معلمان روز 12 اردیبهشت در میدان بهارستان جمع شدند. در حالی که معلمان شعار صنفی می دادند و ماشینهای آتش نشانی برای متفرق کردن جمعیت بر روی معلمان آب می پاشیدند ناگهان سرگرد ناصر شهرستانی رئیس کلانتری 2 بهارستان با سلاح کمری یکی از معلمان حاضر در میدان را از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار داد . قتل ابوالحسن خانعلی که دبیر رسمی آموزش و پرورش و دانشجوی دوره دکترای رشته معقول و منقول دانشگاه تهران بود ایران را تکان داد . اعتصاب معلمان 11 روز ادامه یافت و آثار سیاسی مهمی بر جای گذاشت که از جمله آنها سقوط کابینه شریف امامی، روی کار آمدن علی امینی به عنوان نخست وزیر با شعار (اصلاحات از بالا)، انتخاب محمد درخشش رئیس باشگاه مهرگان به عنوان وزیر فرهنگ و انحلال مجلسین شورای ملی و سنا بود . و همینطور شهادت دکتر علی شریعتی استاد دانشگاه و اسلام شناس متدین این مرز و بوم و صمد بهرنگی آموزگار مبارز که در زمان قبل از انقلاب حتی جسد وی را بعد از اعدام در رود ارس غرق گردانیدند .
بعد از انقلاب نیز با شهادت معلم فقید آیت اله مطهری انقلاب اسلامی دستخوش حوادث خونین دیگری از حوزه روحانیت گردید که با شهادت ایشان رنگ و لعاب روز معلم شکل تازه ای به خود گرفت و فرهنگ حرمت به استاد و معلم که ریشه در تاریخ انقلابات ما دارد را با روحانیت ادغام کرد و این روز بزرگ را در صفحات تقویم روزگار حک گردانید .
مهران فلاح
روز جهانی کار وکارگر
در اول ماه مه 1
886، پليس شيکاگو با حمله به تظاهرات گسترده کارگران، که براي 8 ساعت کار در روز، و حق تشکيل اتحاديه هاي کارگري برپا شده بود، آنان را به خاک و خون کشيد. چند روز بعد، دادگاه چند تن از رهبران کارگران را محاکمه ، و به مرگ محکوم کرد. يکي از رهبران کارگران اعتصابي ، پس از اعلام رأي ، در برابر دادگاه چنين گفت: ((کارگران اينک دريافته اند، که مي توانند با اتحاد و همبستگي، و مبارزه جمعي بر مشکلات خود فائق آيند. کارگران دريافته اند که چه قدرت عظيمي در اتحاد آنان نهفته است ، و به همين دليل است که کارفرمایان با تمام توان مي کوشند تا اتحاد کارگران را بشکنند، و ميتينگ کارگران را به خون بکشند. ما کارگران گرد هم آمديم تا اندکي از حقوق خود را باز پس بگيريم؛ اما اکنون از دادگاه و زندان سر در آورده ايم . آيا اين است معناي برابري و عدالت در جامعه ما ؟ امروز اگر صداي حق طلبانۀ ما را با گلوله خفه مي کنيد ، مطمئن باشيد که اين صداها ديگر خاموش شدني نيست، و هر روز طنين آن رساتر خواهد شد. )) رهبران کارگران شيکاگو به دست مستکبران جان باختند ؛ اما حقانيت گفته هايشان به تدريج بر همگان مسلم شد. در سال 1889، کنگره بين المللي کارگران در پاريس ، به پيشنهاد نمايندۀ کارگران آمريکا ، روز اول ماه مه را به عنوان روز جهاني کارگر برگزيد و در پي آن در بسياري از کشورهاي دنيا ، کارگران با برپايي اعتصابات و تظاهرات گسترده ، اين روز را گرامي داشتند و ياد و خاطره کارگران به خاک و خون کشيده شده را زنده نگه داشتند
سازمان بين المللي کار
اين سازمان به عنوان يک نهاد خود مختار و وابسته به مجمع عمومي سازمان ملل متحد در سال 1919 براساس معاهدۀ ورساي برپا شد. موافقت نامه مربوط به برقراري رابطه بين اين سازمان و سازمان ملل متحد در سال 1946 به تصويب رسيد و آن را به صورت نخستين کارگزاري تخصصي وابسته به سازمان ملل متحد درآورد.
هدف ها و فعالیت ها :
سازمان بین المللی کار در جهت پیشبرد عدالت برای افراد شاغل به کار، در تمام نقاط جهان فعالیت می کند و عمده فعالیتهای آنها عبارتند از: 1)- تنظیم سیاست ها و بین المللی کردن برنامه ها به منظور بهبود شرایط کار و زندگی .
2)- برقراری معیار های کار به عنوان رهنمودهایی برای مسئولان ملی در به اجرا درآوردن این سیاست ها .
3)- اجرای یک برنامه وسیع همکاری فنی، برای کمک به دولتها و عملی کردن این سیاست ها به شیوه ای کارساز و اقدام به کارآموزی . 4)- آموزش و پرورش به منظور کمک به پیشبرد این تلاش ها .
سازمان بین المللی کار، از آن جهت در میان سازمانهای جهانی منحصر به فرد است، که در امر تنظیم سیاستهای آن، نمایندگان کارگران و کارفرمایان از حق اظهار نظر برابر با نمایندگان دولتها برخوردارند. کنفرانس بین المللی کار با حضور 4 عضو از هر کشور ( دو نماینده از سوی دولت، یک نماینده از طرف کارگران و نماینده ای از سوی کارفرمایان ) تشکیل شده است. یکی از مهمترین اهداف سازمان عبارت است از تصویب کنوانسیونها و توصیه هایی که متضمن برقراری معیارهایی در ارتباط با مسائل کارگری در زمینه هایی مانند آزادی، عضویت در تشکل ها، دستمزدها، ساعات و شرایط کار، جبران خسارتهای وارده به کارگران، بیمه های اجتماعی، مرخصی با استفاده از حقوق، ایمنی صنعتی، خدمات اشتغال و بازرسی مسائل مرتبط می باشند. سازمان بین المللی کار از طریق مؤسسۀ بین المللی مطالعات کار در ژنو و مرکز بین المللی کارآموزی فنی و حرفه ای پیشرفته در تورین ایتالیا، فرصتهایی برای آموزش در اختیار می گذارد.
کارگر و حقوق او
کارگر از نظر قانون کار، کسي است که به هر عنوان در مقابل دريافت حق السعي (اعم از مزد، حقوق، سهم سود و ساير مزايا) به درخواست کارفرما کار مي کند. کارگر در ديدگاه اسلام بسيار محترم و ارزشمند است، به طوري که رسول گرامي اسلام (ص) و امير المومنين (ع) و ساير امامان معصوم (ع) از کار و کارگر تجليل کرده و خود نيز کار مي کردند و خود را کارگر مي دانستند. همچنین در معارف و احکام اسلامي، حقوقي براي کارگران معين شده و نسبت به اجراي دقيق آن ها تأکيد بسيار شده است، تا جايي که امام سجاد (ع) در رساله حقوق خود مي فرمايد:
(( حق زيردستان بر تو آن است که بداني ضعف آن ها و قدرت تو (از نظر مالي، بدني و فکري) دليل تسلط تو بر آنها شده است. پس بايد با آنها به عدالت رفتار کني و مانند پدري مهربان براي آنها باشي، از ناداني وجهل و اشتباه آنها درگذري و در عقوبت آنان تعجيل نکني و بر اين کارفرمايي که خدا به تو داده است سپاسگزار باشي. ))
یا سر یوسفی
با دلي آكنده از عشق به عاشق جاويد
خداگونه انديشان(معلمان )
بي شك در طول تاريخ زندگي بشر ميتوان به يك اصل دست يافت يا حد اقل از زماني كه انسان از غار نشيني به سوي اجتماع و زندگي جمعي روي آورد جبراً به اين اصل پي برد كه هيچ حركتی بدون انديشه و تفكر و تعقل امكان پذير نيست. اگر بپذيريم كه انسان در لحظۀ آغاز زندگي، شناخت خود را از راه اكتسابي و مقداري هم از راه غريزي بدست مي آورد، اماّ از زماني كه در مقطع خاصي از سير طبيعي زندگي قرار ميگيرد بيشتر شناخت خود را همراه با آگاهي و تحقيق و سؤال و جواب در بارۀ موضوعات متفاوت بدست مي آورد ، در اين ميان آناني كه بيشتر در كنكاش هستند مطمئناً به شناخت دقيق و قوي تري خواهند رسيد و از اين زمان به بعد ميتوان به اين اصل تكيه كرد كه بدون انديشه و تفكر هيچ حركتي بدرستي آغاز نخواهد شد، و به سر انجام نخواهد رسید. در اين ميان آناني كه در هر مقطع بهترين جوابها را براي اين سؤالات دارند به بهترين حالت ممكن تغذيه كنندۀ اصلي جامعه خواهند شد. امروز ما به قدر و منزلت معلم به همان سادگي كلمه بسنده كرده و از القاب و تعارف رسمي و مجلسي دوري ميجوئيم و همان رسالت معلم بودن را در كلمه مقدس «معلم» متبلور مي بينيم و او را كه رسالت آگاهي بخشي و روشنگري و زايش انديشه و پويائي جامعه را در كوله بار خود به امانت دارد مورد خطاب قرار داده و از تمامي معلمين طول تاريخ سپاسگزاري میکنیم. اولين معلم عالم هستي ، اين شاگرد خاص خود را در ميان تمامي مخلوقات متمايز كرده است و آنچه را كه به همگان داده يك طرف نهاده است، و اين مخلوق زيباي خود را كه به او نگاهي ديگر دارد و او را آنقدر به خود نزديك كرده كه حتّي از وجود خودش، ذات خودش، از موجوديت وجود خودش مقداري را به او هديه داده تا هيچ كس را قدرت و تاب و توان، مقاومت و برابري با او را نداشته باشد را در طرف دیگر نهاده است. به او علمي آموخته است كه هيچ يك از ديگر مخلوقاتش اجازه دريافت اين سرمشق را ندارند؛ چرا كه اين علم را فقط اين مخلوق خاص كه از ديگران متمايز شده، و تافته جدا بافته از ديگر مخلوقات كبريائي است قدرت فهم و دركش را دارد. پس چگونه آن را به ديگران ارزاني كنيم، در حالیکه آنها تاب و توان و قدرت فهم و درك آن را ندارند. او اولين معلم و تعليم دهنده بود، آغازگر سنت گرامي كه هميشه مداومت دارد و معلمين بعدي كه در نقش هاي متفاوت و شكلهاي مختلف ظهور كرده اند، استمرار بخش اين خط جاودانه مي باشند و بی شك آناني كه در كسوت معلمي در اين برهه از تاريخ كشور قرار دارند، ادامه دهنده اين خط سرخ مي باشند كه از روز اول خلقت آغاز گرديده است که همانا اين خط سرخ، خط روشنگری بين دو تفكر حق و باطل، نيك و بد، زشت و زيبا، مي باشد. آناني كه اين خط سرخ را به اشكال مختلف تقويت كرده و پررنگ نموده اند اينك نظاره گر کسانی هستند كه خود را وارث اين نسل ميدانند. نسلي كه از تبار معلمين مي باشند و مرداني كه شمع آجين شدند ولي حسرت يك آخ را بر دل كوردلان و پاسداران سياهيها گذاشته اند، هماناني كه به قلم سوگند ياد كردند، و فرياد بر آوردند كه قلم توتم من است و براي پاسداري از مناره آزادي، آزادي خود را قرباني كردند. اينك اين پرنده كوچك قبيلۀ حق، زجه كنان بر بالاي خيمۀ قبيله فرياد دارد كه اي آناني كه در رداي معلمي گام در جاي گام هاي آن خوبان نهاده ايد، اجازه مدهيد كه سرخي خون آنان به سياهي بدل گردد و راه كساني كه ناخن دست خود را با خون سرخ خود آغشته كردند و از نوشتن و نگاشتن كلمات زيباي حق دمي آرام ننشستند ناتمام بماند. ناله زجه اين پرنده در طول ساليان سال هميشه در گوش ما زمزمه ميكند و خواهد كرد، و اين كلام را تا انتهای تاريخ تكرار خواهد كرد كه:
«يا اَيُهالَذيِنَ آمنوُ لمَ تَقُولوُنَ ما لا تَفعَلوُنَ» ـ ( اي ايمان آورندگان چرا به آنچه ميگويد عمل نمي كنيد. ) .
ما از تمامي آناني كه در هر شكل و در هر سطحي توانستند و يا حتّي سعي كردند تا به عنوان يك معلم رسالت زيباي آگاهي بخش خود را در جامعه ايفا كنند و نیز از تمامي وارثان آنان و معلمين كه در هر شرايطي به وظيفه مقدس روشنگري و تولد انديشه هاي نوين از تلاش و كوشش دست نكشيده و هر روز از روز پيش مؤمن تر و مستحكم تر به پيش مي روند تشکر و قدردانی می کنیم و معتقديم كه در هر جامعه اي اگر انديشه در حبس باشد مرگ آن جامعه فرا خواهد رسید، و اين رسالت انديشمندان و متفكران جامعه است كه براي جلوگيري از اين بن بست جامعه در هر لحظه انديشه اي نو و تفكري پويا را به جامعه عرضه كنند و مجموعه دانشگاه بايد زادگاه و مهد پرورش اين انديشه ها و چه بايد كردها باشد، تا بتواند به مسئوليت خود كه تربيت افراد انديشمند و آگاه و عالم و بصير مي باشد عمل کند.
مسعود واحد یان
